گزارش| حریمِ اشک در قلبِ مصلی بوشهر
به گزارش نوید شاهد بوشهر؛ امروز، مصلی جمعه بوشهر دیگر تنها یک مکان برای اقامه نماز نیست؛ اینجا به ایستگاهِ بزرگِ وداع تبدیل شده است. از همان لحظه که گام به صحن مصلی میگذاری، سنگینیِ غمی را در هوا حس میکنی که گویی نفس را در سینه حبس میکند. تفاوتِ امروز با تمام روزهای دیگر، در سکوتِ مبهوتکنندهای است که بر جمعیت مستولی شده؛ سکوتی که نه از سرِ رضایت، بلکه ناشی از عمقِ یک فاجعه و یک فقدانِ بزرگ است.
درونِ مصلی، زیرِ سایهسارِ سقفهای بلند، انبوهی از جمعیت نشستهاند. نگاه که میکنی، گویی دریایی از پیراهنهای مشکی در تلاطم است. هرکس گوشهای نشسته و با خود خلوت کرده، آنیکی میانِ انگشتانش تسبیح را میچرخاند و دیگری در حالی که سر بر زانو گذاشته، شانههایش با ضرب آهنگِ گریهای پنهان، تکان میخورد. چهرهها، روایتگرِ داستانی مشترک هستند؛ داستانی از بهت، ناباوری و غمی که مانندِ خنجری بر جانِ شهر نشسته است.
در میانِ جمعیت، پیرمردی را میبینی که با دستانی لرزان، عکسی از رهبر شهید را بر سینه فشرده و بیصدا اشک میریزد. کنارش جوانی نشسته که چشمهایش از شدتِ گریه سرخ شده و دستانش را به نشانهی تسلیم در برابر مشیت الهی به آسمان بلند کرده است. اینجا هیچکس برای تماشا نیامده، همگی آمدهاند تا در غمِ از دست دادنِ «پدرِ معنوی»شان شریک باشند.
هر بار که صدایی از بلندگوهای مصلی بلند میشود و نامِ رهبر شهید را به میان میآورد، موجی از ناله و فریادِ «واویلا» در فضا میپیچد، موجی که یکباره تمامِ مصلی را به لرزه درمیآورد و دوباره به سکوتی سنگین فرو میبرد.در گوشه و کنارِ مصلی، حلقههای کوچکی از مردم تشکیل شده که با هم از خاطراتِ او میگویند، اینجا، زمینِ مصلی، مرهمی است برای دلهای شکستهی مردمی که نمیدانند چگونه این فراقِ ابدی را باور کنند.
در چهرهی این جمعیت، همدردی موج میزند، انگار هرکس در کنارِ دیگری، به دنبالِ تکیهگاهی برای تحملِ این داغِ بزرگ است.مصلی امروز، تماشاخانهی ایمان و وفاداری است. مردمی که از جایجایِ شهر خود را به اینجا رساندهاند تا با اشکهایشان، پیمانِ دوبارهای با آرمانهای رهبر شهید ببندند. هر قطره اشکی که بر زمینِ مصلی میچکد، گواهی است بر حقیقتی که در اعماقِ جانِ مردمِ بوشهر ریشه دوانده است، اینکه این غم، نه تنها آنها را از پا نمیاندازد، بلکه پیوندی ناگسستنیتر میانِ آنها و مسیرِ حق ایجاد کرده است. در پایانِ این سوگواری، آنچه در مصلی باقی میماند، نه فقط یادِ یک رهبر، بلکه عهدی است که در تاروپودِ این شهر حک شده است.




